کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت ) امروز 13 شهريور ماه ، 1389
 

تبلیغات راست
این بلوک در حال حاضر فاقد محتوی می باشد .

منوی فرفری

 



بیماریها
تغذیه
بارداری
خواص مواد
سلامت مردان
سلامت زنان

سلامت روان
سلامت جنسی
اخبار پزشکی
پوست ،مو و زیبایی
ورزش

سلامت کودک
توصیه های پزشکی

اخبار هنر
قطعه ادبی
شعر
داستان
سینما
موسیقی
تاریخ و تمدن وآداب
عکس هنرمندان
دین ومذهب

سن و تولد
تست شانس
فال حافظ
دانلود موزیک
فیلم و کلیپ
طنز و خنده
دیدنیها
جک و اس ام اس
کاریکاتور
فتوکاتور

دانستنیها
کلام بزرگان
فال روزانه

عکس دیدنی
حوادث

آرایش
مد و لباس
مدل مو
لباس عروس
دکوراسیون
خانه داری
خانواده
عشق و ازدواج
اجتماعی
اقتصاد
باغچه و گل
جواهر و زیورآلات
آشپزی
عاشقانه ها
تناسب اندام

دانلود نرم افزار
فن آوری IT
موبایل
تکنولوژی
خودرو
بازی رایانه ا ی


 

 

 


ارتباط با مدیر


         داستان تصويري زيباي خيانت !!!  
داستان کوتاه

چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک. براي دين داستان به ادامه مطلب مراجعه كنيد

 

 

چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.

 

زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر.

 

آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت: پدر شما چرا جای خالی ندارید؟
پدر گفت: عزیزم جالی خالی نه، قطعه گمشده. هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم، مادرت قطعه گم شده‌ی من بود. با پیدا کردن او تکمیل شدم. یک دایره کامل.
پسر از همان روز جست و جوی قطعه‌ی گمشده خود را آغاز کرد. رفت و رفت تا به یک قطعه‌ای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود.

 

دایره باز هم رفت تا اینکه به یک مثلث رسید که فضای خالی خود را با قطعه‌های رنگارنگ کوچک پر کرده بود.

 

دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه مربع گمشده رسید، به او گفت شما قطعه گمشده من را ندیدید؟
قطعه مربع گریه کرد و گفت: من هستم
-
ولی شما مربع هستید و قطعه گمشده‌ی من قسمتی از دایره
-
من اول قطعه‌ای از دایره بودم یعنی دقیقا بگویم قسمتی از شما و منتظرتان که یک مربع قرمز آمد. قطعه‌ی گمشده او مربع بود ولی من گول خوردم و خود را به زور داخل فضای خالی او کردم، به مرور زمان تغییر شکل دادم و به شکل فضای خالی مربع در آمدم .ولی او قرمز بود و من آبی، به هم نمی‌خوردیم. اکنون پشیمانم. من قطعه‌ی گمشده‌ی شما هستم.

 

دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای خالی خود جا دهد اما نشد، بنا بر این او را با طناب به خود بست و خوشحال راه افتاد. حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود خیلی سخت بود ولی دایره تمام این سختیها را به جان خریده بود و با عشق حرکت میکرد.

 

رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد. بخت به او رو کرده بود که قطعه‌ی گمشده‌اش قسمت بالای او بود و گیر نکرده بود. قطعه گمشده به او گفت: من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم.

 

قطعه‌ی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت. دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد (لاغر شد) و توانست از گودال بیرون بیاید. دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد. دنبال او به هر سو رفت. تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد. کاش هیچ وقت او را پیدا نمی‌کرد.
 
منبع: ناقلا


کلمات کليدي : داستان كوتاه،داستان عاشقانه،كتاب عاشقانه،داستان زيبا،داستان تصويري،خيانت،داستان خانوادگي

ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 19 آبان ماه ، 1388 توسط omidgs  چاپ مطلب

 

مرتبط با موضوع :

 آخرين بوسه دخترك! غمگین و با احساس و با معنا  [پنجشنبه، 27 اسفند ماه ، 1388]
 شب، سکوت، گدایی !!!  [يكشنبه، 23 اسفند ماه ، 1388]
 زنی که برهنه به خیابان‌ها آمد تا مردم راحت باشند!! (+عکس)  [يكشنبه، 16 اسفند ماه ، 1388]
 داستان كم طاقت....!!!؟؟؟  [سه شنبه، 11 اسفند ماه ، 1388]
 عاقبت داشتن خواهر زن خوشگل و جذاب (بسيار حالب)  [يكشنبه، 2 اسفند ماه ، 1388]
 گفت و گوی ماه و نابینا  [جمعه، 1 آبان ماه ، 1388]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : ret40nul
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

 
mina (امتیاز : 0)
توسط ميهمان در مورخه : دوشنبه، 10 اسفند ماه ، 1388


[ ارسال جوابیه ]

امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


اشتراک گذاري مطلب


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


 
موضوعات مرتبط

عشق و دلدادگی




  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

کليه ي حقوق سايت محفوظ است و هرگونه کپي برداري بدون ذکر منبع ممنوع میباشد